خلّاقيت و نوآوري محرّك اصلي تمدّنهاست، تلفن، اتومبيل، هواپيما، رايانه ،خلق ادبيات و انواع هنرها و............ نمودي ارزشمند از تفكّر و ذهن خلّاق بشر است.
روان شناسان به خلّاقيت از زواياي گوناگون مي نگرند.مك كينان در تعريف خلّاقيت مي نويسد:"خلّاقيت عبارتست از حل مساله به نحوي كه ماهيتي بديع و نو داشته باشد."
1- خلّاقيت در آموزش و پرورش
در چند دهه ي اخير پژوهش هاي بسياري در زمينه خلّاقيت انجام شده و حاصل اين پژوهش ها به اين نكته ختم مي شود كه خلّاقيت نيز قابليت آموزش دادن و پروراندن دارد. تحقيقات نشان داده است كه تمام انسان ها داراي قوّه ي خلّاقيت هستند برخي در زمينه اي داراي خلّاقيت هستند و برخي در زمينه اي ديگر.
خلّاقيت مي تواند به وسيله ي معلّمان شكوفا گشته و يا از بين برود بنابراين بايد محيط و فضايي مساعد را براي رشد و پرورش قوه خلّاقيت دانش آموزان فراهم آورد.
كارل راجر در اين زمينه مي نويسد :"روشن است كه خلّاقيت را نمي توان با فشار ايجاد كرد،بلكه بايد به آن اجازه داد تا ظهور كند، همانطور كه زارع نمي تواند جوانه را از دانه بيرون بياورد، امّا مي تواند شرايط مناسبي براي رشد دانه فراهم آورد، در خصوص دانش آموزان هم چنين است."
2- برخي ويژگيهاي افراد خلاق
ü داراي گنجايش ، هنر و فكر زيادي هستند (تيز هوش تر از ديگران)
ü علاقه آنها بيشتر به مسايل علمي ،هنري فرهنگي و اجتماعي بوده و دامنه اطلاعات شان در اين زمينه وسيع تر است.
ü دوست دارند كه در مباحثه عقيده خود را بيان كنند.
ü انعطاف پذيرند و بيانشان داراي طنز است.
ü در رابطه با ديگران رك، صريح و درست كارند.
ü اعتماد به نفس خوبي دارند و در مقابل ناكامي ها كمتر دل سرد و مايوس مي شوند.
ü به مسايل فلسفي همچون: مذهب،ارزش ها ، معني زندگي و اين قبيل امورتوجّه مي كنند.
ü درفكر و عمل از اصالت و نوآوري بيشتري برخوردارند.
3- معلّم و شيوه هاي پرورش تفكّر خلّاق
امروزه جامعه نيازمند افرادي است كه فكر و خرد خودرا حاكم بر اعمال و افكار خويش قرار داده و مشكلات را به گونه ابتكاري از سر راه خود بردارند. نقش معلّم در اين رابطه بدين شرح است:
ü دانش آموزان را به داشتن ايده هاي بكرو نو تشويق نمايد و ضمن پذيرش ايده هاي بكر ،زمينه ي ابراز آنهارا فراهم كند .مثلا مي توان از دانش آموزان خواست كه به جاي ارايه ي گزارشي ساده از كتاب، آن را شخصا ارزيابي كرده و هر نظري را كه درباره ي آن دارند بيان كنند.به طور كلي نقّاشي هاي آزاد،مقاله نويسي و نگارش داستانهاي كوتاه زمينه ي تفكر خلّاق در دانش آموزان را بهتر فراهم مي كند.
ü مطالب درسي را به صورت مساله و معمّا براي شاگردان طرح كند. مطالعه كتاب و يا گوش دادن به سخنان معلم و از بر كردن حقايق علمي و تاريخي ، رشد قوه ي ابتكار شاگردان را به دنبال ندارد، بلكه بايد معلم به جاي بيان مطالب درسي يا ذكر حقايق علمي دانش آموزان را به طرح مسايل ترغيب كند.
ü معلم بايد به دانش آموزان اجازه دهد تا مسايل، نظرات و ايده هاي خود را اعلام نمايند وآنها را روي تخته ي كلاس نوشته و به آنها اجازه دهد كه ايده ها را نقد و بررسي نموده و مورد آزمايش قرار دهند.
4- شيوه هاي پرسش خلّاق: شگرد خاص طرح سوال وسيله اي است كه استعداد خلّاق كودكان را باور مي سازد.
v تغيير مسير پرسش و پاسخ : به منظور بهره گيري مناسب از اين راهبرد براي استعداد هاي درخشان، لازم است فرآيند پرسش و پاسخ مطابق جدول زير تغيير مسير دهد.
|
به جاي |
به سمت |
|
پرسش از دانسته ها |
پرسش از خلاهاي موجود در دانش |
|
توجه به يادآوري مطالب |
توجه به استفاده ي تازه از آموخته ها و بازسازي مطالب |
|
تأكيد برپاسخ صحيح |
تأكيد بر نحوه ي تفكّر و استدلال |
|
توجّه به پاسخ هاي صحيح |
توجّه به پاسخ هاي غيرمعمول |
|
انتظار يك پاسخ مشخّص |
انتظار پاسخ هاي متعدّد و متنوّع |
|
توجّه به نتايج كسب شده |
توجّه به فرايندانجام شده |
v طرح سوالات انشعاب پذير:
براي كودكان سوالاتي طرح كنيد كه به پاسخ هاي متفاوت تر نيازداشته باشدتا آنان براي پاسخگويي از مهارتهاي تفكّر خلّاق خود كمك بگيرند. درزيرچند مثال در زمينه ي مفهوم آب مطرح شده است.
-موارد استفاده ي آب كدامند؟
- چه چيز هايي روي آب شناور مي شوند؟
- آب چه كمكي به ما مي كند؟
- چرا آب سرد است؟
- چه چيزي موجب مي شود كه آب به شكل باران در آيد؟
سوالات كلي انشعاب پذير و مفاهيمي چون شن ،يخ، دود ماشين و يا عناوين مشابه براي كودكان سرگرم كننده هستند و اين گونه سوالات فكر كودكان را باز و انعطاف پذير مي كند.
v شيوه ي چه اتّفاق مي افتد اگر .......؟
اين شيوه به وسيله بسياري از معلمان به كار گرفته شده و موفقيت آميز بوده است. البته هدف آن است كه با استفاده از كلاس هاي (فكر توام با عمل ) قوه ي ابتكار و تخيل آنان را بيدار سازيم. براي نمونه از سوالات ذيل مي توان استفاده كرد:
- چه اتّفاق مي افتاد اگر درختان موجود در جهان آبي رنگ بودند؟
- چه اتّفاق مي افتاد اگر تمام اتومبيل ها كار نمي كردند؟
- چه اتّفاق مي افتاد اگر همه ي مردم لباس يكسان و يكرنگ مي پوشيدند؟
- چه اتّفاق مي افتاد اگر همه ي مردمي كه فردا از خواب بيدار مي شدند جثه خود را دو برابر مي ديدند؟
v طرح سوالات مختلف:
- فرض كنيد شما يك ميليون دلار دريافت كرده ايد و در مدّت 2 دقيقه بايستي براي خرج كردن آن برنامه ريزي كنيد. فهرستي از روش هاي خرج كردن پول را تهيّه كرده و آن را با جواب ديگران مقايسه كنيد.
- فرض كنيد شما اولين بار به ديدار رياست جمهوري رفته ايد. اولين سوال شما از ايشان چيست؟
5- هنر پرسش
با طرح يك سوال راهي به سوي پاسخ هاي خلاق گشوده مي شود. سيلورمن (1980) با مشاهده ي مستقيم معلّمان كهنه كار و نيز كودكان تيز هوش دريافت كه آنان اطّلاعات اندكي در اختيار دانش آموزان خود قرار مي دهند.
وي پي برد كه اين معلّمان بيشتر وقت را صرف سؤال و پرسش از دانش آموزان مي كنندو معمولا از پاسخ به پرسش هاي دانش آموزان اجتناب مي كنند و با شگردي خاص پرسش آنان را به خودشان باز مي گردانند و در اين خصوص نظر خود را جويا مي شوند. اين گونه معلّمان اغلب عادت دارند باز خوردهاي بدون داوري در اختيار دانش آموزان خود قرار دهند، پاسخ هاي آنان را مي پذيرند و به آنان تمايل نشان مي دهند در عين حال تلاش مي كنند درباره ي اين پاسخ ها داوري نكنند بي ترديد نتيجه ي اين نوع رفتار با دانش آموزان اين است كه آنان مي كوشند تا خود را همواره ارزيابي كنند. نوع پرسش هاي اين معلّمان اغلب واگرا (چه اتّفاق خواهد افتاد اگر.......؟) است، آنان اغلب از دانش آموزان مي پرسند : (چه چيز شما را وادار به چنين انديشه اي كرد؟)نوع پرسش ها بايد به گونه اي عام باشد تا دانش آموزان بتوانند پيرامون آن قلم زني كنند. مثلا : از دانش آموزان سوال شود كه (لبنان را توصيف كنيد) اين جاست كه دانش آموزان تلاش مي كنند تا احساسات شخصي و تجربيات خود را بيان كنند. در پرتو پرسش از دانش آموزان است كه يك معلّم مي تواند خلاقيت آنان را آزمايش كند.
6- شيوه هاي گوناگون تدريس
معلّم بايد در جريان تدريس و فرآيند تعليم و تربيت ،شيوه هاي مختلفي را به كار برد، از جمله : روش حل مسايل ، روش تهيه طرح يا پروژه ،روش بحث آزاد.
ü فعال شدن شاگردان در كلاس:
معلم راه هاي يادگيري را به شاگردان ديكته نكرده بلكه شيوه هاي مختلف ياد گيري را پيش پاي آنان قرار داده تا با استفاده از نيروي خلّاقيت و ابتكار خود مسير و روش يادگيري را جست و جو كنند.
ü استفاده از روش بارش مغزي
در اين روش پس از اينكه مساله اي در كلاس ارايه شد ، معلّم از دانش آموزان مي خواهدتا هر تعداد راه حل را كه مي توانند براي مساله بنويسند. معلّم هنگام ارايه راه حل ها به وسيله ي دانش آموزان هيچ گونه اظهار نظري نمي كند و تنها به ثبت راه حل ها مي پردازد.پس از پايان اين مرحله،راه حل ها به بحث گذاشته مي شود و در مورد محاسن و معايب هر راه حل گفت و گو مي شود.
ü ايجاد زمينه ي تفكّر
معلّم بايد زمينه اي را فراهم كند كه همه ي دانش آموزان فكركنند و بدون نگراني تفكّرات خويش را ا ظهار نمايند. هر چند شاگردان در فرآيند تفكّر ممكن است اشتباه كنند اما مهم تفكّر و پرورش فكر است. در اين گونه كلاس ها پاسخ صحيح و غلط شاگرد براي معلّم ارزش يكساني خواهد داشت زيرا به هر حال دانش آموزان به تفكّر وا داشته شده اند.
معلّم بايد شرايط آموزش را به گونه اي ترتيب دهد كه شاگردان مطمئن شوند اختلاف نظر آنها با معلّم مشكلاتي براي آنان نخواهد داشت . به هيچ وجه نبايد انديشه ي شاگردان را رد نمود.
ü ارتباط با اذهان خلاق:
گرچه معلّم تا حد زيادي مي تواند ذهن دانش آموز را تحريك كند، امّا اين امر كافي نيست. گفتار و كردار هنرمندان ، متفكّران و رهبران مشهور از مهم ترين عوامل موثر در تحريك انرژي خلّاق ديگران است. شاعران، مورّخان ، سياستمداران و دانشمندان بزرگ در قرون گذشته ،از طريق آثار مكتوب خود با ما سخن مي گويند.
آتش خلّاقيت آنان مي تواند شعله ي آفرينش دانش آموزان را برافروزد و روح اشتياق به رقابت را در آنان بدهد.
براي پيش گيري از احساس حقارت دانش آموزان در برابر بزرگان بايد به آنان گفته شود كه انسان هاي بزرگ هم از اول خلّاق نبودند، بلكه با تلاش، پشتكار و پرورش اين قوّه توانسته اند ابتكارات نوآوري ها و آفرينندگي را در وجود خود شكوفا سازند.
ü تشويق انديشه ها و پيشرفت هاي بكرو ناب:
با پرسش هاي هر چند غير متعارف دانش آموزان، بايد برخوردي دقيق و حساب شده داشت. اگر دانش آموزي ايده اي غير ممكن را بيان كرد به جاي واقع گرايي بايد در اين تخيّل دانش آموز وارد شد.
مثلا: اگر كودكي گفت سگ من كتابي نوشته است،معلّم جواب دهد واقعا؟ حتما در كتاب به مردم توصيه كرده كه با سگ ها چگونه رفتار كنند. سپس بچّه هاي ديگر مي توانند اظهار نظر كنند كه دنيا در نظر يك سگ ممكن است چگونه باشد و چطور مي شود امور را بهبود بخشيد.
بايد به كودكان عملا نشان داد كه عقايد آنان مورد احترام است.
انديشه ها و راه حل هاي غير معقول براي مسايل را بايد با احترام تلقّي كرد.