بهتر است والدین بدانند.
سخنی با والدین
به فرزندان خود عشق بورزید
بچه هایی که به طور واقعی عشق ومحبت می بینند نا هوشیارانه درک می کنند که به آنها ارج گذاشته شده است این درک وشناخت از طلا ارزشمندتر است .احساس ارزشمندی کردن –من آدم با ارزشی هستم-برای سلامتی روانی ضروری وسنگ بنای خود-انضباطی است.این نتیجه مستقیم عشق پدرو مادر به فرزند است. «م.اسکات»
وقتی از پدر ومادرها می پرسیم چند نفر از شما بچه های خود را دوست داریدآنها با تعجب می گویند البته که ما بچه هایمان را دوست داریم گاهی اوقات پدرومادرانی که واقعابچه های خود را دوست دارند نمی دانند چگونه آن را منتقل کنندمسئله واقعی این نیست که شما بچه ها یتان دوست دارید یا نه بلکه این است که این محبت را چگونه نشان می دهیم تا بچه احساس کند واقعاًمورد علاقه پدرو مادر است.
دادن عشق به فرزندمان در درجه اول اهمیت است وبه این ترتیب به این جنبه باید قبل از هر چیزاهمیت داد.بچه ها به این اهمیت نمی دهندکه شما چقدرمی دانید بلکه برایشان مهم است که شما چقدر به آنها اهمیت می دهید قبل از هر راهنمایی ،اصلاح یا پیشنهاد به بچه ها،محبت بی قید وشرط شما باید اساس رابطه با فرزندان باشد.گاهی شما سعی می کنید با دادن هدیه های بزرگ به فرزندان علاقه ومحبت فراوان خودرا نشان دهیدوفکر می کنید هرچه هدیه گرانبهاتر باشد محبت شما بیشتر است.
برای انتقال محبت خودبه فرزندان باید با رفتار خود،اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و برای بالا بردن حس اعتماد به نفس آنها بایدعاشقشان شوید.وقتی شما یکی را دوست می دارید برای دیدنش ثانیه شماری می کنید،ساعتها با هم حرف می زنید و دوست دارید بهتر یکدیگر را بشناسید،به هرچه او می گوید علاقه مند هستید ودوست دارید دربارۀ او همه چیز را بدانید.از شنیدن تاریخچۀ زندگی او ،علایق او،آرزوها ورؤیاهایش لذت می برید.با او آنچنان رفتار می کنید که گویی مهمترین فرد روی زمین است از او مراقبت می کنید ،برای یکدیگر کارهای ویژه ای انجام می دهید ووقتی با هم هستید تمام دنیارا فراموش می کنید.
عشق بدون قیدوشرط به من بده
بچه های شما نباید عشق،پذیرش،یا احترام را از شما بخرند.این ها حق مسلم آنهاست که باید به رایگان به آنها داده شود.اگر شما فقط به شرطی فرزندان خود را قبول داشته باشیدو دوست بدارید که مطابق خواسته های شما عمل کنند،آنها احساس نا امنی کرده وهرگز تصور نمی کنندکه به طور واقعی واصیل مورد عشق ومحبت شما هستند.احترام وپذیرش به این معنا نیست که شما هر کاری که آنها انجام می دهند دوست داشته وقبول کنید،بلکه به این معناست که آنها را صرفنظر از هر چیز دوست می دارید.
عشق بدون قید وشرط یعنی بچه هایمان را برای آنچه هستند ونه آنچه انجام می دهند،دوست بداریم.متأسفانه بسیاری از پدر ومادرها بچه هایشان را دوست دارند به شرط آنکه آنها نمرۀ خوب بیاورند،اطاقشان را تمیز کنند ،در تیم ورزشی قبول شوند یا مبصر کلاس شوند.این نوع عشق ها،عشق شرطی ست.
بچه های که عشق شرطی دریافت می کنند ،احساس نمی کنند که شایستگی محبت دارند ،بلکه تصور می کنند این محبت را باید بخرند.آنها یاد می گیرند که عشق به انجام یک سری کارها بستگی دارد.
عشق بدون قیدوشرط یعنی:بچه را صرفنظر از همه چیز دوست داشتن:یعنی صرفنظر از قیافه،استعداد،کمبودهاویا نقص عضو،یعنی صرفنظر از آنچه که ما از آنها انتظار داریم باشند،(واز همه مشکلتر)صرفنظر از رفتاری که آنها دارند.با این جمله منظورم این نیست که ما رفتار نامتناسب آنها را دوست داریم یا می پذیریم ،ولی با عشق بدون قید وشرط ،ما کودک را دوست داریم اگر چه از رفتار او به هیچ وجه خوشمان نمی آید.
تقویت حس امنیت عاطفی در فرزندانمان در اختیار داریم .این اشارات کوچک معنای زیادی را در بردارند.
1-اوقاتی را با هم بگذرانید
آیا امکان داشت اگر شما عاشق کسی بودیدوقرار بود روزی یک ساعت با او قرار بگذارید در مدت آن یک ساعت،مشغول تهیه شام ،جمع آوری لباس یا خواندن روزنامه می شدید؟البته که نه .ولی ما افراد گرفتاری هستیم ووقتی مشغول کارهای خانه هستیم تنها این زمانی است که احساس می کنیم داریم وقتمان را صرف بچه هایمان می کنیم .مطالعات نشان داده شده مادرهای شاغل روزی 10دقیقه وقت مفید (وقتی که صرفاً صرف بازی یا آموزش شود)صرف فرزندان خود می کنند.این وقت در روزهای آخر هفته به 30دقیقه افزایش می یابد.وقت مفیدی که پدرها با فرزندانشان صرف می کننددر ایام هفته 8ودر روزهای آخر هفته4دقیقه است.این آمار وجود دارد نه به دلیل اینکه،به فرزندانمان اهمیت نمی دهیم ،بلکهبه این سبب که تصور می کنیم وقتی را که با آنها صرف می کنیم وهمزمان به ضروریات زندگی می رسیم ،کفایت می کنند.ولی باید توجه داشت که هیچ چیز جای وقت ویژه را با فرزندان شما نمی گیرد.هنگامی که ما وقت ویژه ای را صرف فرزندان خود می کنیم،آنها در مقابل به خود می گویند: من باید برای مامان یا بابا مهم باشم که این وقت را صرفاً به من اختصاص می دهند.وقت ویژه ای را اختصاص دادن صرفاً یک کار قشنگ نیست ،بلکه در بالا بردن حس اعتماد به نفس فرزند شما حیاتی است.
2-علایق مشترک را توسعه دهید
شناخت علایق مشترک وپرداختن به آنها فرصت ارتباط وگفتگوی صمیمانه تری را فراهم می کنند که شاید سایر اوقات امکان صمیمیت در مورد آن پیش نیاید.
3-باهم بازی کنید
بچه ها از اهل تفریح بودن ما شدید استقبال می کنند زمانی را که هم سن بچه های خود بودید را به یاد آورید این روح نشاط را درشما تقویت می کند.
4-باهم صحبت کنید
بسیاری از مکالمات ما با بچه ها درباره کارهایی است که باید انجام دهند.(دندانت را مسواک کردی)؟(تخت خوابت را مرتب کردی)؟(امتحانت را چگونه دادی)؟حال ممکن است سوال کنید دباره چه چیزدیگری می توانم صحبت کنم؟پاسخ ساده است.چیزی واقعی.شما می توانید درباره دوران کودکی تان واحساسی که نسبت به آن دارید صحبت کنید.با آنها درباره محله ای که در آن زندگی می کردید ،چگونه بعضی موقعها از دست مادرتان عصبانی می شدید،چقدر دوست نزدیکتان را دوست داشتید،و اینکه از معلم تان بدتان می آمد،صحبت کنید.بچه ها فریفته این هستند که از پدر ومادر خود داستانهایی به ویژه آنهایی که در سن کنونی آنها برای شما اتفاق افتاده بشنوند.صحبت درباره گذشته شما یا گذشته بچه هایتان منافع بی شماری دارد،بچه ها واقعا لذت می برند درباره گذشته ومیراث خود اطلاعاتی به دست بیاورند.آنها ضمناً دوست دارند دباره شیرین کاری های دوران طفولیت و خردسالی خود بشنوند.یکی از کارهای حیاتی ومهمی که پدرومادر ها اغلب اشتباهاً از آن غافل می مانند بیان احساساتشان است.احساسات خود را پس از مشاهده بازی یک هنر پیشه قوی در یک سریال تلویزیونی ،یا دیدن یک منظره زیبای طبیعی بیان کنید.اجازه دهید بچه ها هم از احساسات خوب وهم از بد شما آگاه شوند.امیدها ،نگرانی ها و رؤیاهای خود را با فرزندانتان در میان بگذارید.وقتی بچه ها حس می کنند شما هم موجودی حساس و آسیب پذیر هستید،به خود اجازه می دهند احساسات واقعی خدو را بیان کنند واحساس نزدیکی بیشتری به شما می کنند.
لازمه ی تشویق بچه ها به بیان آرزوها ونگرانیهایشان این است که شما همواره وقتی برای شنیدن درد دلهای آنها بون آنکه حرفشان را قطع کنید،داشته باشید،ضمناً خودتان نیز در مورد خودتان باآنها صحبت کنید وآنها را در آن اطلاعات سهیم سازید.وقتی موضوعی را که برایمان مهم ومعنی دار است بافرزندانمان در میان می گذاریم ،آنها را به پیوستگی وارتباطی عمیق تر با خودمان دعوت می کنیم. وقتی با نشان دادن شعر یا قطعه ای از موزیک مورد علاقه مان با گفتن داستانی ،احساسات درونی خود را با فرزندمان در میان می گذاریم ،آنها را قادر می سازیم تا ما را به صورت انسانی مشابه خود ببینند.
5-بچه های خود را نوازش کنید
کودکان برای بقایای عاطفی خویش نیاز به نوازش دارند ،آنها هرگز آنقدر بزرگ نیستند که نیازی به آغوش گرفتن نداشته باشند ،آنها تغییر می کنند،رشد می کنند،وبالغ می شوند،بله،ولی نیاز به نوازش را هرگز از دست نمی دهند.و در عین حال لازم است با دخترها وپسرهایمان به یک اندازه ملایم ومهربان باشیم وآنها را یکسان نوازش کنیم.
6-مرتب به بچه هایتان بگویید دوستشان دارید
7-طوری با بچه های خود رفتار کنید که گویی مهمترین فرد زندگی شما هستند
در این خصوص راههایی پیشنهاد شده است ازجمله :
1-اوقاتی را باهم بگذرانید.
2-باهم بازی کنید.
3-با هم صحبت کنید.
4-علایق مشترک را پرورش دهید.
5-آنها را نوازش کنید.
8-خاطره ای جاودانی به جای گذاشتن
مهمترین و با لاترین نیازهایی که بچه ها دارند این است که احساس تعلق کنند:
(به یاد می آورم شب هایی که مامان وبابا مرا به رختخواب می برن وبرایم داستان می خواندند)و.....این خاطرات شیرین ظاهراً متفاوتند ولی آنچه در همه آنها مشترک است گرمی محفل خانواده است که همه با هم ،کاری را انجام می دهند.
9-از منحصر بودن فرزندان خود تجلیلی کنید
بچه ها وقتی که افراد مهم خانواده ،منحصر به فردی آنها را حس وستایش می کنند،شکفته می شوند ورشد می کنند آنها از طریقی که با ایشان برخورد می شود یاد می گیرند احساس منحصر به فرد بودن کنند.این موضوع به آنها کمک می کند تا حس فردیت خود را شکل ببخشند.احساس منحصر به فرد بودی کودکان زمانی شکوفا می شود که احساس کنند پدر ومادر به آنها توجه وعلاقه دارند.زمانی را که ما صرف مراقبت وتوجه از فرزندان خود می کنیم به احساس امنیت ،ایمنی ومنحصر به فرد را گسترش می دهیم.
موفق باشید
با تشکر:خانمها زهرا شکری وطیبه عنایتی